
☰
انتشار در :
1397/05/11
ایجاد توسط :
صدف
باسلام. از اینکه زمان میگذارید و پاسخگو هستید سپاسگزارم و خواهش میکنم جوابم رو در کوتاهترین زمان ممکن بدین. من مجردم حدود ۵ ساله که با کسی که البته متاهل است در رابطه درسی باهم ارتباط پیدا کردیم منظورم از ارتباط ارتباط وابستگی است نه چیز دیگه ای. که معمولا از جانب من هم بیشتر بوده که برای دیدنشون هم معمولا دانشگاه میرفتم و یکساعتی همونجا باهم حرف میزدیم و من انقدر وابستگی پیدا کردم که اگه محل نگذاره یا جواب پیامها رو نده یا حتی بعد از اینکه از پیشش میام گریه میکنم. منتها الان بعد از ۵ سال میخواد که برم پیشش و من هرکاری میکنم نمیتونم قبول کنم. چون خانواده بسته ای دارم بشدت از عواقب کار میترسم حتی از برقراری رابطه هم میترسم وباهاش مطرح کردم که بسیار از اینکار وحشت دارم ولی از طرفی فوق العاده دوستش دارم و دلم میخاد حتی برای یک ربع هم که شده در کنارش باشم. اما من از نظر ترسی که از خدا دارم و از خونوادم و وجدانم و خانواده اون. ذهنم خیلی درگیر شده . نه میتونم رهاش کنم نه میتونم پیشش برم. شاید برای شما خنده دار باشه یه وقتایی فکر میکنم دنیای ما که دو روزه بذار برای یک بار هم که شد حداقل با اون کسی که دوست داری باشی ولی باز نمیتونم. خیلی سخته هر دو طرف قضیه. باور کنید فقط از خدا میخوام که دستم رو ول نکنه. خاهش میکنم جوابمو بدین بسیار سپاسگزارم
پر کردن این فیلد اجباری است
پر کردن این فیلد اجباری است
ایمیل را با ساختار مناسب وارد کنید
پر کردن این فیلد اجباری است
نظر شما ثبت شد بعد از تایید مدیر، روی سایت قرار میگیرد