
☰
انتشار در :
1397/05/18
ایجاد توسط :
Zahmatkesh
سلام ۲۶ سالمه
پدرم ۱۰ ساله باهام حرف نمیرنه حتی یه کلمه
چون میگه من مثل بفیه بچه هاش نیستم.
من کمبود محبت گرفتم و واسه رفع شدن نیازم به یه پسر وابسته شدم. هر روز نفرینم میکنه و وسایلامو میریزه تو حیاط و میگه باید از این خونه بری
من چون جایی رو برای رفتن ندارم با وساطت مادرم بازم میمونم.
این در صورتی هستش که من ۴ ساله خودم کار میکنم وخرجی حتی یه قرون ازشون نمیگیرم. الان به جایی رسیده شرایط که من نزدیک یه ماهه تو خونمون فقط اب میخورم
چون داد میزنه سرطانبشه غذا برات. زهر باید بریزم تو غذات بمیری و از این حرفا.
من دلم شکسته و یه افسردگی بدی گرفتم.
خواهش میکنم کمکم کنید
پر کردن این فیلد اجباری است
پر کردن این فیلد اجباری است
ایمیل را با ساختار مناسب وارد کنید
پر کردن این فیلد اجباری است
نظر شما ثبت شد بعد از تایید مدیر، روی سایت قرار میگیرد