وسواس فکری ترس از دست دادن اعتماد ب نفس کم
یک سوال بپرسید

انتشار در : 1401/04/04
ایجاد توسط : رقیه
سلام من وسواس فکری دارم و این وسواس باعث شده من حساس بشم و ترس از دست دادن ب وجود بیاد قبلا خیلی زیاد بود ترسم ولی الان تقریبا کمتر شده ولی هنوز هست و ازارم میده من وارد قانون جذب شدم بعد ترس گرفتم الان ن میتونم دعا بخونم نماز بخونم اصلا آرامش ندارم نمیتونم هیچ کاری انجام بدم الان داشتم با خدا صحبت میکنم ازین ک ابروم بره خیلی ترسیده بودم داشتم صبحت میکردم بعد معنی آیه های قرآن رو میخوندم یهو دلم آروم شد بعد من ب جز این ترس از یه چیز دیگه هم خیلی میترسم ترس از دست دادن بعد یه صدای داخل ذهنم نمیدونم دلم همین ترس دومی رو گفت ولی دلم خیلی آروم بود کمی تند زد بعد من واسه همین ترس دومی ک اتفاق نیوفته قرآن سوره یاسین خوندم ولی بازم میترسم نمیدونم باید چکار کنم نمیتونم ذهنمو آروم کنم که من قرآن خوندم فقط ی صدای میاد داخل ذهنم که تو از دست میدی بعد الان میخوام صدای شیطان تشخیص بدم نمیدونم چجوریه حتی وقتایی هم ک مثل الان یهو دلم آروم میشه دقیق وقتی دلم آروم شد صداعه گفت خدا ازت میگیرش بعد دلم ی جوری شد کمی تند زد نمیدونم حس مثبت از طرف خدا بود یا فکر خودمه یا صدای شیطانه


0

پاسخ از دکتر عباس ذبیح زاده

سلام

نشخوارگري فكر يا صدا، اون هم به طور مداوم، ميتونه نشونه اي از "وسواس فكري" باشه. معمولاً افكار و صداهايي كه به طور ممتد و مكرر توي ذهنمون مرور ميشن، ازين جهت برامون ناخوشايند تلقي ميشن كه ما اونها رو جزيي از خودمون نميدونم و حالتي از اجبار و تحميل در مرور اين فكرها و صداها، ما رو به مرحله كلافگي و رخوت در برابرشون ميكشونه.

بعضاً حتي اين فكرها به لحاظ درون مايه و محتوا در تضاد با سيستم ارزش ها و باورهاي شخصي مونه و همين تضاد، تجربه اين افكار و تصاوير و صداها رو دوچندان برامون ناخوشايند ميكنه؛ تاجايي كه بعضاً حين مواجهه با اونها ممكنه از احساساتي مثل گناه و شرم هم در رنج باشيم.

نكته مهم اما اينه كه اين فكرها و صداها كه گويي بعنوان يه نيروي بيروني مارو در چنگ خودشون اسير ميكنن (خاصه توي برهه هايي كه به لحاظ رواني و ذهني دچار تنيدگي و اضطرابيم)، صدا و نداي بخشي از شخصيت ما هستن و نيازمند اينن كه طي يه مشاوره تخصصي امكان دايالوگ با اين بخش هاي درونمون رو به دست بياريم. در واقع، اونچه به استمرار مداوم اين فكرها يا صداها دامن ميزنه، تقلا و كوشش ما براي به رسميت نشناختن اونها و بالطبع سركوب بخشي از دنياي درون رواني مونه.

توي اين قسم از چالش هاي ذهني، مخصوصاً وقتي كه به روند جاري زندگي در حوزه هايي مثل زندگي علمي و شغلي و خونوادگي مون خدشه و آسيب وارد ميشه، دريافت مشاوره هاي تخصصي ضروريه، و اتفاقاً شواهد علمي مؤيد اينه كه روان درماني براي كمك به حل اين چالش مفيده و مؤثره.

با احترام







شما چه نظری درباره این سوال دارید؟

پر کردن این فیلد اجباری است

پر کردن این فیلد اجباری است

ایمیل را با ساختار مناسب وارد کنید

پر کردن این فیلد اجباری است

نظر شما ثبت شد بعد از تایید مدیر، روی سایت قرار میگیرد