روانپزشکی یا روانشناسی
یک سوال بپرسید

انتشار در : 1401/07/29
ایجاد توسط : علی
سلام خسته نباشید من یه سری علایم دارم مثلا ترس از مرگ حس میگم میخوام بمیرم یا حتی حرفم میخوام بزنم احساس میکنم نفسم میگیره بعضی وقتا.یا مثلا میگن طرف مرده من میترسم منم یهو نمیرم همین الان... یا غذا میخورم حس میکنم میمونه گلوم خفه میشم برا همین خیلی غڌا نمیخورم.مخصوصا مهمونی میریم توجمع بیشتر اینجوری میشم.یا شهرستان برم دهات با خودم میگم یهو حالم خراب نشه بمیرم. یا هرجا رفتنی یهو میگم نکنه یهو بمیرم. خسته شدم از این حالتا چیکار کنم.قبلا ازمایش دادم گفتن مشکلی نداری از اضطراب استرسه


0

پاسخ از دکتر عباس ذبیح زاده


سلام. من دكتر عباس ذبيح زاده هستم؛ روانشناس باليني و عضو هيئت علمي گروه روانشناسي دانشگاه شهيد بهشتي. از روان درمانگران مجموعه سيمياروم هستم.از توضيحاتتون متوجه شدم كه مسئله اصلي، مسئله اضطرابه و توي موقعيت هاي مختلف اين اضطراب به اشكال مختلفي نمود پيدا ميكنه.همونطوري كه اشاره داشتيد، به رغم تجربه نشونه هاي بدني خاصي مثل تنگي نفس يا تپش قلب و احساس خفگي، اين نشونه ها لزوماً دال بر وجود يك بيماري جسمي نيستن و صرفاً بخاطر شباهت نشونه ها با تجربه بيماري جسمي، ممكنه بعضاً مسير مداخلاتي اشتباهي رو يه فرد توي اين وضعيت طي كنه. بنظر ميرسه توي برخي مواقع و طي مواجهه با برخي موقعيت ها شما دچار اضطراب ميشيد و تجربه اضطراب توي بدن شما به شكل برخي نشونه هاي جسمي تجربه ميشه. احتمالاً رؤيت اين علايم، اضطراب شما رو بيشتر ميكنه و اضطراب بيشتر هم منجر ميشه به تشديد علايم جسمي تون؛ و اين يعني يه چرخه و لوپ منفي.خوشبختانه روان درماني و جلسات مشاوره، طبق مستندات علمي موجود، يه راهكار و راهبرد مناسب واسه كمك به مراجع جهت شكستن اين چرخه منفيه. در واقع نيازه كه راهبردهاي تنظيم اضطراب رو فرا بگيريد و از اين مسير كم كم چرخه منفي تبديل اضطراب به علايم جسمي شديدي مثل احساس خفگي رو تحت كنترلتون دربياريد.علاوه بر اين نيازه كه اضطراب هاتون در موقعيت هاي مختلف معنا بشن؛ يعني فهم علت اون اضطراب و هيجاناتي كه احتمالاً در پشت اون اضطراب بدني مخفي هستن.بعضاً به رغم اينكه موقعيت هاي فرارو توي زندگي مون ممكنه منطقاً اضطراب انگيز نباشن، اما توي بخشي از دنياي دروني مون كه توي اون موقعيت خاص بهش هشيار نيستيم، ميتونه برامون تداعي يه خطر باشه؛ مثل ترس از قضاوت شدن يا عصبانيت از خودمون و غيره.به همين خاطر توي همون موقعيتي كه طبيعي و عادي بنظر ميرسه، ممكنه توي درونمون تجربه آشوب و بي قراري و اضطراب داشته باشيم.پس خيلي مهمه كه اضطراب هامون تحت نظر يه متخصص روانشناسي معنا بشن و قدري به فضاي ذهني و دنياي دروني مون كه بهش هشيار نيستيم، آگاه بشيم و از اين مسير اون چرخه و لوپ منفي رو تحت كنترلمون دربياريم.همونطوري كه گفتم خوشبختانه مسئله اضطراب و تجربه كردنش به شكل علامت هاي جسمي شديد، جزو موارديه كه جلسات روان درماني ميتونه به حل و مديريتش كمك كنه. اميدوارم شما هم اين فرصت رو به خودتون بديد و از اين مسير به فرايند حل مشكلي كه مطرح كرديد، كمك كنيد.با احترام







شما چه نظری درباره این سوال دارید؟

پر کردن این فیلد اجباری است

پر کردن این فیلد اجباری است

ایمیل را با ساختار مناسب وارد کنید

پر کردن این فیلد اجباری است

نظر شما ثبت شد بعد از تایید مدیر، روی سایت قرار میگیرد