
☰
انتشار در :
1398/04/10
ایجاد توسط :
امیرعلی
سلام و وقت بخیر یک سوال داشتم من 4 سال هست که ازدواج کردم. توی این مدت با خانواده خانمم بر سر برخی از مسائل، اختلاف سلیقه ها و اختلاف عقیده ها، مشکلاتی پیش آمد. مواردی مثل دخالت مادر خانم، برچسب زدن به من، عدم تایید بنده و تحقیر بنده در این مدت باعث شد که با همفکری همسرم، به این نتیجه برسیم که برخی اوقات بنده به مادرخانمم به شکل دوستانه مواردی که اذیتم میکنند رو بگم و برخی مواردهم همسرم این کار رو بکنه. تقریبا یکی دوسال به این شکل پیش رفت اما اتفاقی نیفتاد و رفتارهای مادر خانم اصلاح نشد این موضوع باعث شد که من نسبت به اونها کم کم سد بشم، کم حرف بشم و رفت و آمدمون کم بشه. البته این موارد از روی عمد نبود؛ ناخودآگاه رفتارهای ادامه دار طرف مقابل باعث این اتفاق شد. پدر خانمم هم به شخصه معتقدم که با توجه به عدم مسئولیت پذیری، سادگی، رفتارهای کودکانه و بی منطق؛ از پس حل این اختلاف بر نمیان. کما اینکه یک بار که مطرح شد این مشکلات، تماما طرف مادرخانم رو گرفت و ... اختلاف بنده و مادر خانم الان به جایی رسیده که ممکنه هر آن همدیگر رو بی حرمت کنیم. بنده واقعا عرض میکنم که میدونم که اختلاف در هر خانواده ای هست و اصلا با توجه به همین مبنا بود که ابتدای کار رو با آرامش و منطقی و با نرمی، اختلاف سلیقه و دخالتهای بی محابا و تحقیرهای خانواده همسرم رو نادیده میگرفتم و صرفا بهشون میگفتم که این رفتار من رو اذیت میکنه.... ولی نتبجه ای حاصل نشد تا اینکه یک بار شدیدا بحثمون شد و خاطره بسیار بدی برای همسرم رقم خورد... طبق نتیجه ای که با همسرم بهش رسیدیم، مادرخانمم طی سالهای بعد از ازدواج، از طرف همسرشون تایید نشدن و تایید نگرفتن. به همین خاطر اخلاقشون شدیدا حساس و عاطفی شده و سعی دارند در بحثها، حرف خودشون رو بزنند و تایید بشن(حتی با استفاده از سلاح هایی مثل عذاب وجدان دادن، فرافکنی، دروغ و ....) سوالم اینکه الان من چه کنم؟ این مطلب رو هم نمیتونم کتمان کنم که به هر حال من هم باید مواردی رو رعایت میکردم و بکنم؛ لکن با شخصیت مادرخانمم به شدت مشکل دارم. ایشون در ابتدای آشنایی به این شکل نبودن یا حد اقل اینقدر شدید نبود....معمولا در جمع ها، مظلوم و ماخوذ به حیا هستن! به نحوی که هر کسی ببینتشون، میگه چقدر انسان شریف و آرامی هست.... این در حالیه که طرف دیگه سکه ایشون، عصبی بودن، هیجانی بودن و عدم توانایی در کنترل هیجاناتشون هست... خلاصه اینکه الان نمیدونم با این کدورت شدید چه کنم؟ با این برچسبهایی که به من میچسبونن چه کنم؟ با انتقاد ناپذیریشون و شوخی های زننده اونها چه کنم؟ تذکر با رعایت احترام دادم ولی نتیجه ای نگرفتم.... همسرم هم از این وضع به شدت ناراحته و نگران..... خواهش میکنم بهترین راهکارها و کامل ترین مشاوره رو بفرمایید تشکر
پر کردن این فیلد اجباری است
پر کردن این فیلد اجباری است
ایمیل را با ساختار مناسب وارد کنید
پر کردن این فیلد اجباری است
نظر شما ثبت شد بعد از تایید مدیر، روی سایت قرار میگیرد