
☰
انتشار در :
1396/03/12
ایجاد توسط :
محمد
با سلام وعرض ادب خدمت شما مشاور محترم. در ابتدا تشکر می کنم از اینکه شما و همکاراتون وقتتون رو به ما می دید و باعث بهتر شدن کیفیت زندگی ما میشید.
من محمد 32 ساله متولد و بزرگ شده اصفهان هستم که در حال حاضر بیشتر از 5 سال هست در اروپا زندگی میکنم. داستان من از اول سال 95 شروع میشه که به خواستگاری دختری 31ساله رفتم که تنها یکسال از طریق اینترنت باهاش دوست بودم. ازنظراحساسی فوق العاده خوب و مهربون -خیلی بساز-تحصیلکرده-کمی حرف گوش کن والبته لجباز-کمی معتقد-زودرنج-خیال پرداز و کمی اینده نگر-اعتماد بنفس پایین-شدیدا وابسته به پدر-از بچه ها فراری-هوش اجتماعی ضعیف-بدگمان-بی اعتنا به مسایل دینی بخصوص به نماز-عدم توانایی حل مسیله و مدیریت بحران-علاقه مند به یادگیری-تا حدودی با اراده …) که بیشتر این خصوصیات رو الان من فهمیدم (بعد از عقد).
من فقط از طریق اینترنت حدودا 6 ماه با همسرم صحبت میکردم و همه مسایل رو حرف زدیم و یجوری حل شده بنظرمون اومد که من هفته اول عید 95 به ایران سفرکردم و عقدکرده و به سرعت بخاطر کار و مشغله دانشگاه برگشتم. سپس ازعید تا شهریور بازب صورت اینترنتی حرف میزدیم که البته خیلی دعوا داشتیم و من تازه داشتم شناخت روی همسرم پیدا می کردم و ازش وقتی می پرسیدم که رفتارت با قبل ازعقد عوض شده دلیل برخانواده من می اورد. (اینجا اضافه کنم درمدتی که من نبودم خوب طبق رسوم خانواده من ازهمسرم دعوت میکردن برای مهمانی ها و بیشترخودمونی شدن باهم-که این در ماه های اول خوب بود تا اینکه خانمم از رفتار برادرهای من و خانم هاشون بدش اومد و میگفت که اونا اونجورکه باید بهش احترام نمیگذارند و این حساسیتش بیشتر و انزجارش از خانواده من بیشتر شد. تا جایی که اول خانم های داداشام رو بدگویی می کرد، بعد خود برادرهامو و بعد مادرمو)-پدرمن فوت کرده اند. هر بار هم من باهاش صحبت میکردم و ارومش میکردم و میگفتم اصلا اونارو بیخیال بشو و روشون حساس نشو، چند روزی اروم میشد و بازدوباره. ما خیلی بحث و دعوا داشتیم وداریم. من روی خانوادم خیلی حساس بودم و بخصوص روی مادرم. ولی با اینحال به همسرم هیچی نگفتم و فقط دوری می کردم ازبحث. تا اینکه مجبور نشم چیز بدی بهش بگم. بازم اضافه کنم خانمم بیشتر این رفتارها رو بخاطر دوری از من وخواندن زبان همزمان با تمام کردن پایان نامه فوق لیسانسش که باعث فشارعصبی روی اون میشد میدانست و معتقدبود با امدن من در شهریور ماه و تمام شدن پایان نامه اش و دفاع کردنش همه رفتارهایش بهترخواهدشد.
ولی شهریور فرارسید و من به ایران رفتم و باز هم دعواها بخاطر دیگران و توهم اینکه به اون بی احترامی میکنند-(ازطرفی خانواده من هم از رفتارهای غیرعادی همسرم به من گلایه میکردند) ولی من به اون چیزی نمی گفتم. من توی این شهریورکه تقریبا یک ماه باخانمم برای اولین بار کنار هم می بودیم تازه دوره شناخت پیداکردیم-رفتارهایی که من ازش نمیدونستم و تازه متوجه اونا شدم-مثل بی ثباتی درتصمیم گیری ها-بسیار متاثر از حرف دیگران-بسیار بدبین نسبت به همه مسایل-توهم و برداشت بد از همه افراد-بدگمانی-… با هیچکدام از دوستان چه نزدیک چه دور من بعد از یکبار بیرون رفتن حاضر نبود دیگر رفت و امد کند (اینجا اضافه کنم همسرم دردوران مجردی هم هیچ دوست یا رفیق نزدیک نداشته و نه بادوست بلکه حتی با فامیل خودش هم رفت و امد نمیکرده ) درصورتیکه من ادم بسیار اجتماعی و خانواده دوست هستم و میخوام هر جا که میرم با همسرم برم.
خلاصه اش کنم الان من باز برگشتم اروپا و منتظر نوبت سفارت برای خانمم هستیم و در حال اماده کردن مدارک و این در حالیست که من هر دو روز یکبار با ایشون دعوا داشتم از موقع برگشتنم و کارش به جایی رسیده که نه تنها خانواده ام رو بلکه خودم رو هم ناسزا می گوید و من رو بخاطر ارتباط با خانم های برادرهایم (حتی بخاطر سلام و احواپرسی) هرزه میداند. این ها باعث شده که دیگه تحمل من به اخراش برسه و دارم شک میکنم به انتخابم و شک میکنم به اینکه بتونم با همسرم زندگی خوبی داشته باشم.
لطفا مرا راهنمایی کنید. با تشکر فراوان
پاسخ از سیمیاروم
با سلام از اینکه اینقدر دقیق به ویژگی های نامزدتون شناخت پیدا کردید و در اینجا هم اشاره داشتید سپاسگزارم. برای پاسخ به سوال شما، در ابتدا به نوعی از اختلال شخصت را اشاره خواهم کرد. در اختلال شخصیت پارانویا، علائمی مانند بی اعتنایی و شکاکیتی فراگیر نسبت به دیگران که در زمینه های مختلف باید به چشم بخورد و فرد بدون دلیل شک دارد که دیگران به وی ضرر می رسانند و مشغولیت دائمی ذهنی شک اثبات نشده در مورد وفاداری یا قابل اعتماد بودن دوستان و اطرافیان دارد و در پی یافتن معانی تحقیرکننده یا تهدید کننده می باشد و همیشه دلخور و ناخشنود است یعنی اگر کسی توهین کرده باشد یا بی احترامی کرده باشد یا صدمه ای زده باشد را هیچ وقت نبخشد. همچنین مکررا و بدون هیچ دلیل به وفاداری همسر یا شریک جنسی خود شک دارد. با توجه به برخی نشانه هایی که مطرح کردید مشکل نامزد شما می تواند نشانه مشکل جدی شخصیتی باشد اما ارزیابی دقیق این ویژگی ها و همینطور مشکل ارتباطی شما توسط یک متخصص دارای اهمیت دارد.
پر کردن این فیلد اجباری است
پر کردن این فیلد اجباری است
ایمیل را با ساختار مناسب وارد کنید
پر کردن این فیلد اجباری است
نظر شما ثبت شد بعد از تایید مدیر، روی سایت قرار میگیرد