مشکل انتخاب رشته دانشگاهی و عدم تمرکز
یک سوال بپرسید

انتشار در : 1396/03/12
ایجاد توسط : ارغوان
سلام،خسته نباشید.من به مدت ۱۰ سال در ازبکستان زندگی کردم و زبان فارسی بلد نبودم و فقط روسی میدونستم. بعد از ۱۰ سال به ایران اومدم.توی ایران فارسی حرف زدن رو یاد گرفتم.به مدت ۸ سال ایران بودم و زبان روسی کلآ یادم رفت. توی دبیرستان رشته ام ریاضی بود و همیشه دوست داشتم استاد شیمی یا ریاضی بشم. و این تواناییش رو داشتم.هروقت کسی ازم یه سوال میپرسه بعد از این که جوابش رو میدم میگه دوست نداری معلم بشی چرا اومدی این رشته؟ به نویسندگی و کارای هنری هم خیلی علاقه داشتم و دارم اما به دلیل حرف های خانوادگی بیشتر مجبور شدم علاقه پیدا کنم به معماری تا این که در سال دوم دبیرستان یکی بهم گفت برو پزشکی و چون منم به حرف های اون شخص اعتقاد داشتم و به دلیل اینکه به زیست خیلی علاقه داشتم تصمیم گرفتم تغییر رشته بدم اما مدیر مدرسه این اجازه رو بم نداد.بعد از این که سال سوم دبیرستان رو تموم کردم با خانوادم اومدیم روسیه یک سال کالج خوندم،یه فرد ایرانی بم گفته بود که با ۱۱ سال تحصیل و رشته ی ریاضی میتونم وارد دانشگاه پزشکی بشم.بعد از یکسال خواستم امتحان ورودی دانشگاه پزشکی رو بدم که بهم اجازه ندادن و گفتن که هم باید ۱۲ سال تحصیل بکنم و هم باید رشته ی زیست خونده باشم.برای همین یک سال توی مسکو پیشدانشگاهی رو خ وندم و برای این که فراموش‌نکنم زبان روسی رو ترم دوم کالج رو دوباره خوندم.سال بعدش خواستم توی دانشگاه سن‌پترزبورگ وارد بشم و امتحان ورودیش رو دادم اما قبول نشدم(این قضیه ماله پارساله و من امسال وارد دانشگاه شدم). بعد صحبت با خانواده و مدیر بخش کالج دانشگاه تصمیم گرفتم دوباره کالج رو بخونم و بهم قول دادن که بدون امتحان ورودی وارد دانشگاه بشم. اما قولشون یادشون رفت و من امتحان ورودی رو دوباره دادم اما این بار با نمرات بالا قبول شدم.متاسفانه من یک دختر عمه دارم که یک سال ازمن کوچکتر هست و من هرکاری میکنم ( اون به خاطر خانوادش) باید از من تقلید بکنه.و من بدلیل تغییر رشته یکسال عقب افتادم و همسال اون شدم. و من برای اینکه آبروم نره به دروغ گفتم که من همون سال اول قبول شدم و فکر میکنن که الان سال دوم من هست. از طرفی هم اون نه پارسال قبول شد و نه امسال. با وارد شدن به دانشگاه فکر میکردم همه ی مشکلاتم تموم شده ولی مشکلاتم بهتر نشد هیچ بدترم شد. بعد از ورود به دانشگاه بنا به دروغی که گفتم و وارد نشدن دختر عمه جان و حسادت بقیه ی اعضای خانواده فشار روی من بیشتر شد.از طرفی درس خوندن به زبان دیگه اونم روسی خیلی خیلی سخته.توی یک ماه اول توی شوک بودم.شوکی که دلیلش رو اصلآ نمیدونم.و از طرفی هم قوانین و طرز درس دادن دانشگاه های این جا رو نمیدونسم وفشار روم خیلی زیاد شد.توی این ۳ ماه سال تحصیلی غیر از درس ریاضی دیگه هیچی رو درست و حسابی نخوندم.به خاطر همین از پدرم خواستم تا اجازه بده ترم دوم رو مرخصی بگیرم و اون برای اولین بار من رو مقایسه کرد با کسی که باهم وارد روسیه شدیم و اون با پول دادن وارد دانشگاه شد و داره دندون میخونه به زبان انگلیسی و الان سال۳ یا ۴ هست. واقعآ برام شوک بود و شوک خیلی بدی هم بود. واقعآ نمیدونم چیکار کنم دلم میخواد مغزم رو از همه ی این فکر های الکی خالی کنم و درس بخونم و خیلی خوب‌هم میدونم تواناییش رو دارم ولی تا میشینم پای درس دلم میخواد کتاب رو پاره کنم و شاید توی یک روز فقط‌ یه صفحه درس بخونم شایدم ۲ صفحه.به دلیل امتحان زیست امروز دانشگاه نرفتم و گفتم شیمی‌ بخونم چون فردا امتحان شیمی دارم ولی از صبح تاحالا فقط‌ ۵ صفحه خوندم شایدم کمتر. احساس میکنم من نباید به این رشته میومدم.اگر همون رشته ی ریاضی بودم الان سال اخر دکوراسیون داخلی بودم. یه چیز اصلی دیگه که نگفتم تغییر رشته ی من به دلیل مادرمم بود.من به مادرم خیلی وابسته هستم و من هرچی میگه رو گوش میدم.دلیل اینکه زنده هستم فقط اونه. اگر اون نبود همون سال سوم خودکشی میکردم. اما زندگی‌ میکنم چون فکر‌میکنم تنهاکسی که میتونه اون رو شاد کنه منم نه پدرم و نه برادرم. من به خاطر اون تغییر رشته دادم چون اونم به حرف های اون خانومی که گفت برم پزشکی اعتقاد داره. کلی نوشتم و نوشتم و نوشتم واقعآ نیاز به کمک دارم. تا بتونم نفس بکشم ،یک روز رو با ارامش بگذرونم و شب سرم رو با ارامش بزارم روی بالشت لطفا کمکم کنین تا بتونم با خیال راحت زندگی کنم و با خیال راحت و بدون فکر های مسخره درسم رو بخونم کمکم کنین تا بدونم چطوری با این فشارها کنار‌بیام. خودم رو لعنت میکنم که اومدم پزشکی ولی با این حال پزشکی رو دوست دارم (مخصوصآ روانپزشکی و سرطان شناسی) ولی نمیدونم چطوری باش کنار‌ بیام و بفهممش. در اخر هم ببخشید که اینقدر طولانی شد و اگر غلط املایی دارم


0

پاسخ از سیمیاروم

با سلام با توجه به مهاجرت هایی که داشتید کمی عقب افتادن و یادگیری زبان طبیعی است و با سختی هایی که بوده بهرحال موفق شده اید وارد دانشگاه شوید اما مقایسه کردن های خود با دیگران و رشته تحصیلی و مقطع و سایر موارد می تواند شما را از چیزی که بدست آوردید دور کند. اولین قدم در مورد شما اینست که روی این موارد کار کنید. در ضمن بنظر می رسد از شاخه ای به شاخه دیگر پریدن و تردید بابت رشته تحصیلی و گوش دادن به نصیحت های دیگران شما را از اهدافتان دور می کند. پس سعی کنید در مورد رشته تحصیلی و انتخاب آن به تواناییها و علائق خود توجه کنید و بررسی کنید که به چه رشته و شغلی گرایش دارید و بعد انتخاب کنید و اگر با آگاهی کامل این کار را انجام دهید هم در مورد ادامه آن رشته انگیزه کافی خواهید داشت و هم با کوچکترین توصیه ای نظرتان درباره رشته تحصیلی تغییر نمی کند. اگر فکر می کنید به تنهایی برایتان بررسی این موارد و تصمیم گیری درست امکان ندارد از افراد متخصص کمک بگیرید چون این تردیدها ممکن است در چند سال آینده هم برایتان پیش بیاید و مجدد بخواهید مسیر تحصیلی تان را تغییر دهید. پس هر چه زودتر این کار را انجام دهید برایتان بهتر است.







شما چه نظری درباره این سوال دارید؟

پر کردن این فیلد اجباری است

پر کردن این فیلد اجباری است

ایمیل را با ساختار مناسب وارد کنید

پر کردن این فیلد اجباری است

نظر شما ثبت شد بعد از تایید مدیر، روی سایت قرار میگیرد