
☰
انتشار در :
1396/03/12
ایجاد توسط :
ناهید
سلام.
نمیدونم چطوری باید شروع کنم من اصلا سخنور خوبی نیستم نمیدونم میتونم حسم رو بهتون انتقال بدم من پنج ساله وارد یه رابطه عاشقانه شدم. یه عشق اشتباه البته اشتباه نه از طرف من از نظر اون (بهزاد). من عاشق بهزادم از عشقو احساسم نمیتونم بهتون بگم چون قادر به توصیفش نیستم اما بخاطر اینکه اون ته این عشقو وصال نمیدید به هزار دلیل منطقی همه کار کردم تا ازش جدا بشم.
همون سالهای اول تصمیم گرفتم واسه همیشه بذارم برم. نخواستم این عشقو وابستگی بیشتر بشه اما وقتی این تصمیم و قطعی گرفتم و رفتم نابود شدم انگار نتیجه عکس داشت وابستگیم دلتنگیم عشقم قابل کنترل نبود تو تموم چند ماهی که گذاشتم رفتم تبدیل به یه ادم گوشه گیر و افسرده شدم تمام دلخوشیم خوندن هزار بار اس ام اس و هزار بار دیدن عکساش بود.
درسته اون موقع سنم خیلی کم بود و هیچ درکی از عشق نداشتم فک میکردم گذر زمان عقلم و بهم برمیگردونه اما الان بیست و شش سالمه روز به روز بدتر پیش میره خلاصه جدایی ازش فایده ای نداشت. این رابطه دوباره شروع شد و از شکل قبلش قوی تر شد بعد یه مدت دوباره به خودم اومدم که دارم اشتباه میرم با اینکه همیشه این امید در من بوده و هست که ما بهم میرسیم. اوضاع روحیم داغون بود اون موقع من برای تحصیل دور از خانواده خوابگاه دانشگاهی بودم. دوستام و اطرافیام برای آروم کردن من از تجربیاتشون راهی رو جلو پام میزاشتن. بی محلی بی خیالی کار و مشغله زیاد جایگزین کردن یک فرد دیگه همشونو امتحان کردم اما جواب نداد که هیچ از مسیر اصلی زندگیمم منحرف شدم.
من رسیدم به آخر خط دیگه نمیتونم به جدایی فک کنم این ازدواج و رسیدن اگه اشتباهم باشه من میخوام مثه همه این اشتباه و تجربه کنم چرا باید با کسی که دوس دارم ازدواج نکنم چون ثروتم از خونواده اون کمتره چون تحصیل فقط پدرو مادرم از خونوادش کمتره یا چون خونواده من آدمای شهرستانی و ساده هستن و اهل تجملات نیستن من از وضع زندگیم ناراحت و شرمنده نیستم من عاشق خونوادمم اما چرا باید با کسی نباشم که عاشقشم بخاطر این منطق، این قانون و منطق رو کی گذاشته مگه من خواستم خونوادم ثروتمند نباشند یا خونواده اون ثروتمند باشن.
البته بهزاد با خونوادش خیلی فرق داره اما خوانوادش خط قرمزشه که نمیتونه حتی یه لحظه به گذشتن ازشون فک کنه. بهزاد عاشقه منه واسه این حرفم دلایلیم دارم، من این عشقو تو روزای اول نمیدیدم اما الان روز به روز این عشقو قوی تر میبینم بهزاد ادمیه وابسته و احساساتی اما با منطق خیلی قوی زود عاشق کسی نمیشه فقط مرور زمان باعث عشق و وابستگیش میشه.
خواهش میکنم متن منو بخونین و بهم کمک کنید من به کمکتون شدیدا احتیاج دارم لطفا
پاسخ از سیمیاروم
با سلام ملاک هایی که برای موفقیت در ازدواج مطرح است مانند هم سطح بودن یا هماهنگی از لحاظ وضعیت اجتماعی، تحصیلی، اقتصادی و ... موارد مهمی هستند و توجه به آنها اهمیت دارد اما در نظر گرفتن آنها از رابطه ای به رابطه دیگر متفاوت خواهد بود و قرار نیست همه شرایط مشابه داشته باشند. اگر در این رابطه که طولانی هم بوده، هر دو احساس رضایت دارید و مشکل خاصی تاکنون با هم نداشتید پس در مورد تفاوت سطح طبقاتی و شرایط تحصیلی والدینتان نگرانی زیادی وجود ندارد اما مهمترین مساله مطلع کردن خانواده های هر دو و آشنایی خانواده ها با هم و روشن شدن این تقاوت ها از ابتدا و همینطور آگاه شدن هر دوی شما در مورد پیامدهای احتمالی این تفاوت ها و خصوصا بهزاد می باشد. برای تصمیم گیری بهتر و برطرف شدن تردید هایتان حتما مشاوره پیش از ازدواج داشته باشید تا تمامی موارد بطور دقیق ارزیابی شود.
پر کردن این فیلد اجباری است
پر کردن این فیلد اجباری است
ایمیل را با ساختار مناسب وارد کنید
پر کردن این فیلد اجباری است
نظر شما ثبت شد بعد از تایید مدیر، روی سایت قرار میگیرد