
☰
انتشار در :
1397/02/08
ایجاد توسط :
mo
سلام. همسرم خانواده پر جمعیتی داره که شهرستان هستند و هر چند وقت یک بار یکی از برادرهایش برای کار، تحصیل، خدمت و ... میان با ما زندگی میکنن از یکی دو هفته بعد از اومدن اونها من و شوهرم همیشه در حال جنگ و بحث و دعوا هستیم. شوهرم هم وقتی این شرایط رو می بینه راغب نیست بیان که دعوا و جنگها شروع بشه . ولی چاره ای نداریم. من به خاطر اینکه زودرنجم و خیلی زود عصبانی میشم عروس بده خانواده هستم نمیخوام با بیان اینکه پسرها رو نفرستن پیش من رابطه ام بدتر بشه البته خیلی هم رابطه ای با هم نداریم فقط رابطه در این حد که هر وقت پسرها جا ندارن بیان خونه ما و با ما زندگی کنن و البته این بدون اینکه حتی با ما صحبت کنن یا شرایط ما رو بپرسن صورت میگیره (فکر می کنن وظیفه عروس اینه که در خدمت خانواده شوهر باشه). من واقعاً شرایط نگهداری اونها در خانه 40 متری با داشتن یک دختر 12 ساله و مشکلات مالی فراوان رو ندارم. همسرم در حالت عادی رابطه جنسی خوبی با من نداره تو این شرایط که اصلاً نمیتونیم با هم باشیم . استقلالم کاملا از دست رفته. از صبح زود میرم سر کار تا هشت نه شب سر کارم (اصلا دلم نمیخواد شب بشه که برم خونه شام و نهار فردا و صبحانه و ... ) و شب تو خونه هم گاهی کار می کنم ولی هیچ کس متوجه حال من نیست. نمی دونم باید چه کنم؟
پر کردن این فیلد اجباری است
پر کردن این فیلد اجباری است
ایمیل را با ساختار مناسب وارد کنید
پر کردن این فیلد اجباری است
نظر شما ثبت شد بعد از تایید مدیر، روی سایت قرار میگیرد