پرسش و پاسخ روانشناسی
پاسخ به سوالات شما توسط روانشناسان سیمیاروم انجام میشود
پاسخ به سوالات شما توسط روانشناسان سیمیاروم انجام میشود
1
پاسخشبنم روزبهانی
1397/09/18
دوستی
سلام وقت بخیر من چند سال پبش با اقایی در ارتباط بودم و رابطه کوتاه مدتی هم داشتیم و ب تفاهم نرسیدیم و تمام شد از یک سال پیش از طرف دوست صمیمی همون اقا ب من پیشنهاد شده حالا نمی دونم این اقا می دونه ک من با دوست صمیمی ایشون میخواستم رابطه برقرار کنم یا نه؟ نمی دونم خودم بگم بهش یا نه؟ لطفا راهنماییم کنید با تشکر
.....
1
پاسخمینو
1397/09/18
نوجوان
سلام هفته پیش گوشی پسر ۱۴ ساله ام را دیدم که سرچ های بدی زده پدرش باهاش در مورد مسایلی که ممکنه و چیزایی که طبیعیه براش پیش بیاد و اینکه باید چکار کنه صحبت کرد .الان بعد از یکهفته دوباره سابقه گوشیشو دیدم و متاسفانه بازم سرچ زده بود.چکار میتونم بکنم باباش میگه اینرنت گوشیشو قطع میکنم و میگم بهش که کنترلش میکنم و دیگه نباید دسترسی به نت داشته باشه
.....
1
پاسخشهرام
1397/09/18
تخیلی و مشکوک بودن
سلام بنده تقریبا مدتیه که به وسواس شدید مذهبی دچار شده ام .افسردگی خیلی شدیدی هم دارم به علاوه ازکودکی ترس زیادی دارم.اما با وجود این همه مشکلات که زندگیم کاملا نابود شده سر از یه مشکل غیر عادی درنمیارم که شاید عادی باشه تو دوران کودکی وقتی داشتم بازی میکردم دچار یه چیز عجیبی شدم احساس کردم الان توی دنیا نیستم سرم یه جوری شد و دارم خواب میبینم وخیاله وتا حالا اینجوریم.ازطرفی دیگر در مورد همه چیز کاملا مشکوک وسردرگمم با وجود اینکه همه چیز ثابته ولی بازم مشکوک و سردرگمم.لطفا تا حالا جواب این دوتا سوال پیدانکردم خواهشا پاسخ بدید که مشکل بنده چیه.
.....
1
پاسخمجتبی
1397/09/18
گذر سریع زندگی در هنگام بیدار شدن
سلام و روز بخیر بنده وقتی در طول روز میخوابم، هنگام بیدار شدن تپش قلب میگیرم. در این لحظه که بین خواب و بیداری هستم، زندگی رو به سرعت از تولد تا مرگ حس میکنم، مثل اینکه کل زندگی ۱۰ ثانیه است ولی این ده ثانیه رو به طور عمیق درک میکنم. بسیار حالت بدی است و دوسال هست که درگیرش هستم. لطفا راهنمایی کنید.
.....
1
پاسخMohsen
1397/09/18
عدم انگیزه
سلام وقت بخیر چند وقتیه برای پیشرفت شغلی و علمی هرگاه که میخواهم سمت کتاب یا آموزش و .. بروم کوهی از ناامیدی و نرسیدن با بهانه های مختلف از جمله زیاد است ..وقت نیست نمی رسی و.. سد راهم می شود !! plz help !!
.....
1
پاسخالهه
1397/08/21
ازدواج
با سلام و احترام. من دختری هستم 32 ساله که در حال حاضر دانشجوی دوره دکتری هستم.به تازگی آقایی 44 ساله که همه شرایطشون از جهت قد-تحصیلات- شعل مورد رضایت من هست از من تقاضای آشنایی بیشتر به منظور امر ازدواج کردند. من الان به خاطر تفاوت سنی که وجود داره مرددم که اصلا تقاضای ایشون رو مبنی بر آشنایی بیشتر قبول کنم یا خیر. ممنون اگر راهنمایی بفرمایید
.....
1
پاسخزهرا
1397/08/21
خواستگاری
سلام من یه خواستگار دارم از نظر ظاهر مهر و محبت چیزی کم نداره ایشون20سالشه و منم19 مشکل من با ایشون گذشتشونه ک 1سال با دختری رابطه داشته و قرار بوده ازدواج کنن ک خانوادشون اجازه ندادن و من رو پسندیدن آقا پسر هم میگه راضیم به نظرتون ازدواجم باهاشون درسته یا ن؟از نظر کار و خونه مشکل نداره سربازی هم رفته
.....
1
پاسخزهرا
1397/08/21
فکر کردن به خواستگار گذشتم
سلام من حدود یک سال گذشته ی آقا پسری ازم خواستگاری کرد من 20سالمه و اون 22 سالش بود باباش خودکشی کرده بود مخارج خانوادش بر عهده اون بود ولی من دوسش داشتم نمیتونم فراموشش کنم فکر میکنم بعد از اون دیگه کسی ازم خووشش نمیاد چند بار مامانش رو دیدم دلم میخواد برم بهش بگم
.....
1
پاسخکیانا
1397/08/21
بی مهری همسر
خواهری دارم که مدت 5 ماهه عقد کرده.شوهرش انگار مهری بهش نداره.شاید هفته ای یک بار همدیگر را ببینن آن هم در مهمانی .خیلی کم بیرون میرن و شوهر خواهرم همش بهانه میاره که خسته هست و حوصله نداره .به خواهرم زنگ نمیزنه و عیب های بیخودی میگیره مثلا اینکه چرا موهاتو بیرون نمیریزی چرا لباست اینجوریه در صورتی که از نظر زیبایی خیلی سرتر از شوهرش هست.وقتی با هم هستند خیلی خیلی کم صحبت میکنند مثل دو تا غریبه هستند طوری که یقیه هم متوجه شدن که با هم سرد هستند .میخواستم ببینم واقعا به نظر شما منشا مشکلشون چیه ؟؟خیلی نگرانیم لطفا کمک کنید
.....
1
پاسخNegar
1397/08/21
جاری
سلام میخواستم ببینم من زیادی حساسم یا واقعا حق دارم من چندین ساله با اقایی دوستم جوری که کل خانوادشون میدونن و منو دیدن به دلیل یه سری مشکلات و شرایط حاضر نتونستیم ازدواج کنیم،مشکل من با زن داداششه همشه شوهی میکنه با برادر شوهرش که عشق من میشه در واقع ما سه تا هم سن هستیم امشب به غشقم اصرار میکرد که با اون و شوهرش برن سفر در صورتی که میدونست برادر شوهرش باید بمونه و منو ببینه چون خونم جایی نمیرم انقدر اصرار کرد که خودش لباسای عشقمو جمع کرد که باهاشون سفر بره وقتی میگم به عشقم من ناراحت میشم چرا انقدر بیشعوره ناراحت میشه میگه کاری نکرده شما نظرتون چیه؟
.....
1
پاسخامیرعلی
1397/08/21
اضطراب
سلام من بعد از تغیر دکوراسیون خونه,هر چه قدر هم جزئی دچار استرس و اضطراب میشم نمیدونم چرا نسبت به عادت کردن به این تغیرات به نحوی بران سخته قبلا اینطور نبودم و الان چند سالیه که اینجوری شدم ایا نشانه ی بیماریه ؟ درمانش چیه؟
.....
1
پاسخساناز
1397/08/21
مشکل تربیتی و رفتاری با فرزند کوچک
با سلام خدمت شما بنده یک مادر 34 ساله هستم . یک دختر شش و نیم ساله دارم که در حال حاضر کلاس اول رو شروع کرده و مدرسه میره . از یکسالگیش تا به الان نتونستم شخصیت لجباز ، خرابکار ، و هایپر دخترم رو اصلاح کنم . اصلا گوش به حرف نمیده ، بهش میگیم اینکار رو نکن درست نیست و دیگه بزرگ شدی و بدون کار خوب و بد چیه باز هم کار خودش رو میکنه . ناراحتی من براش فقط برای چند ساعت مهمه ولی بعدش دوباره شیطنت های بد و دور از ادبش رو تکرار میکنه. خودم زن مقرراتی اصلا نیستم مثلا اگه نخواد مسواک بزنه یا ذاش رو تا آخر بخور یا ... اصرار نمیکنم ولی وقتی میخواد دفترنقاشی دوستش رو خراب کنه یا روی شلوارش با ماژیک بکشه و ازین نوع کارها کنه عصبی میشم و بهش میپرم . بارها آروم نصیحتش کردم و خوب وبد رو بهش یاد دادم ولی فقط برای همون روز جواب داده نه بیشتر . مشاور گفت پیش فعالی نداره و کمی هم سندرم نازپروری داره بخاطر اینکه تک فرزنده و تک نوه هست . قبلا تنبیه بدنی کوچک هم داشتم ولی الان یکساله نه ولی باز هم همونه . براش یه دفتر درست کردم که به ازای کار خوب ستاره میگیره و وقتی ده تا شد جایزه داره و کار بدش باعث میشه ستاره پاک بشه . ولی باز هم همونه . معلمش میگه عدم تمرکز داره . باید چندبار صداش کنم تا حواسش رو بده به درس . درسش هم خیلی خوبه و باهوشه . ممنون میشم اگه راهکار بهتری هست منو راهنمایی کنید . با تشکر از شما و پاسخگویی
.....
1
پاسخسمیه
1397/08/21
عشق
سلام . خسته نباشید .وقتتون بخیر . من و پسر خالم از بچگی باهم بزرگ شدیم یک سال فقط باهم تفاوت سنی داریم . من خیلی دوسش دارم و عاشقشم . البته پسر خالم همیشه بهم ابراز علاقه میکرد و میکنه ولی تقریبا 10 سال پیش با یه دختر آشنا شد و میخواست باهاش ازدواج کنه ولی نشد و اون دختر خانم ازدواج کرد من اون موقع ها به خاطر همین موضوع افسرده شده بودم ولی خب بالاخره خوب شدم . پسر خالم از اون موقع به بعد و حتی الان میگه من یکی و دوست داشتم که اونم ازدواج کرد ولی الان میخوام زندگی کنم و برای همین تو رو انتخاب کردم در واقع عاشقم نیست . از اون موقع پسر خالم اومد طرف من و هر روز بهم پیام های عاشقانه میداد و میده . ولی بعد ها متاسفانه خواستش (سکس چت) بود و من هر سری یجوری دست بسرش میکردم و جوابش و نمیدادم تا مادرش فوت کرد و دوباره شروع کرد چون تنها بود دلم براش سوخت دوباره جوابش و دادم کل فامیل پدری و مادری همه میدونن ما باهم حرف میزنیم البته شاید بجز خواهراش . بعد اون هم پدرشو ازدست داد و از اون به بعد بمن نزدیکتر شد و گفت دوستت دارم و میخوام باهات ازدواج کنم و از این طریق فقط میخواست نیاز خودش و برطرف کنه البته به نظر من . ما هیچ موقع باهم بیرون نمیریم همیشه با تلفن حرف میزنیم .هر سری هم وقتی بهش میگم چرا نمیایی جلو و نمیایی خواستگاری هر سری یه بهانه میاره حتی وقتی برای من خواستگار میاد میگه اگه پسر خوبیه ازدواج کن .من موندم اون چطور منو دوست داره. الانم میگه نفسم به نفست بنده و میمیرم برات ولی تا میگم خب پا پیش بزار و به خواهرات بگو وبیا خواستگاری میگه یه مشکلی دارم این حل بشه میام میگم خواهرت میدونه با من حرف میزنی میگه نمیدونم شاید .میگم بهش بگو میگه خودت بهش بگو . نمیدونم از ازدواج میترسه . یااز خواهراش . یا اینکه کلا منو سر کار گذاشته . هر چقدر میگم این مشکل اخری ربطی به تو نداره و به برادرت مربوطه باز میگه درسته ولی باید اونو من حل کنم . خواهراش و برادرش ازدواج کردن و هر کدو م مشغول زندگی خودشونن واین همه مشکلات و به گردن گرفته .من موندم چیکار کنم از یه طرف خیلی دوسش دارم و بخاطر اون به همه خواستگارهام جواب رد میدم از یه طرف پسر خالم اونجوری رفتار میکنه و اعصاب منو بهم میریزه .همش دلم میخواد گریه کنم . حالم خوب نیست احساس میکنم دوباره دارم افسرده میشم . درسته هر دو از لحاظ سنی بالغیم ولی نمیدونم چرا اینجوری میشه. بنظرتون چیکار کنم کمکم کنید خواهش میکنم راه درست و بهم نشون بدید
.....
1
پاسخshokat jafari
1397/08/21
فرزند تنبل
باسلام، از این که اینقدر سوالا رو با حوصله جواب میدین ممنون، اجرتون با خانم فاطمه زهرا، دختری دارم ۱۲ سالشه و کلاس هفتم هست، مشکل من اینه این بچه از اول در انجام کارها خیلی تنبل بود تا الان، در مهدکودک مربیاش میگفتن بسیار آروم غذا میخوره، الانم مثلا صبح میخوام ببرمش مدرسه با آرامش لباساشو میپوشه و هرچی میگم بدو دیر شد انگار نه انگار، واسه انجام درساش از مدرسه که میاد خونه تا نگم مشقاتو بنویس اصلا به کیفش دست نمیزنه، در ضمن خیلی هم حرف میزنه، تمام اتفاقات مدرسه رو تعریف میکنه، درباره همه چی کلی حرف میزنه و نظر میده، دیگه خسته شدم هیچ روشی جابگو نیست?
.....
1
پاسخجلال
1397/08/21
رفتار هنجارشکنانه
با سلام و خسته نباشید من یک پسر 16 ساله دارم که ظاهرا دچار یک اشتباه اخلاقی بزرگ شده که باعث بهم ریختگی خانواده شده است این موقعیکه یک از خواهرانش در حال تعویض لباس بوده بصورت کاملا مخفیانه اور ا نگاه میکرده و خواهرشم این مسئله را دیده و بسیار گریه کرده است و بنوعی اعتماد و همه چیز از بین رفته ما باید چه غکس العملی را نشان دهیم و بایستی برای برگشت خانواده به حالنت عادی چیکار کنم ممنونم...lمن بعنوان پدر کاملا بهش اعتماد داشتم
.....
1
پاسخپیام
1397/08/21
تصمیم گیری در روابط
سلام مردی هستم 30 ساله مدت 3 سال با دختری در مقاطعی زندگی کردم زیر سقف بدون محرمیت .به مدت چند ماه جدا شدیم و ان دختر به من خیانت کرد بعد از زمانیکه ک گذشت امد و احساس ندامتش را نشان داد بنده بخشیدم تا دوباره پیش من بیاید بعد از 2 ماه به من گفت باردار است اما وقتی ازمایش داد مشخص شد 6 ماه است ک باردار است .از طرفی زندگیه خوبی ندارد و خانوادهدسالمی هم ندارد و اورا نمیپذیرند از طرف دیگر من بخاطر وجود این دختر همه خانوادم با من قهر کرده اند و حتی تنها خواهرم به دیدنم در خانه ام نمی اید .بر سر دو راهی مانده ام .نه دلش را دارم بیرونش کنم نه میتوانم از خانوادم بگذرم .از طرفی بهش میگم برو پیش خانوادت نمیره میگه من و راه نمیدن میگم تو برو بیرون ک نمیندازنت انا نمیره و هر بار جوری رفتار میکنه ک من دلم بسوزه .نا گفته نمونه قبلا با من در خانه مادر بزرگم زندگی میکرد بدلیل اینکه خیانت کرد او را بیرون کردم .خواهشا کمکم کنید .از طرفی من 1500 حقوق میگیرم و مستاجرم نمیتونم خرج او و فرزندش ک داره بدنیا میادو بدم هرچه زمان بیشتر جلو میره من حالم بدتر میشه .و همش درگیرم از لحاظ فکری .و مستاستفانه ثبات رفتاری هم نداره وقتی میگم برو بی ادب میشه حرفای نامربوط میزنه ک انگار من وظیفمه اونو ساپورت کنم .با کلی خواهش و التماس چند ماه پیش اوردمش خونم .الان ک میبینم حس میکنم نقشه داشته ک اون بچه رو گردن من بندازه.کمکم کنید خودم واقعا نمیخوام باهاش زندگی کنم فقط دلم میسوزه براش اما من هم ادمم ماشین داشتم زندگی داشتم همرو تو زندگی با این دختر از دست دادم تمام چیزاییکه تو مجردیم بدست اوردم با تلاش .ترخدا کمکم کنید تا ازین بلاتکلیفی در بیام
.....
1
پاسخmah
1397/08/21
رابطه عاطفی
سلام سوالی دارم درباره رابطه ای که در حال حاضر در آن هستم> آیا اگر مردی که مرا دوست دارد و قرار است برای نجات من از یک وضعیت نابهنجار ازدواج کند تا من در یک وضعیت خوب زندگی کنم و بسیار درونش به این دلیل عشق ایجاد میشود چون که میتواند از من حمایت کند و احساس غرور کند ولی هنگامی که این مشکل من حل میشود و من خودم با پیدا کردن کار این مشکل را برطرف میکنم به کلی دلسرد میشود؟ من در حال حاضر در این وضعیت قرار دارم و مشکلم برطرف شده من او را همچنان دوست دارم و میخواهم با او ازدواج کنم ولی او انگار دلسرد شده و من را قدرتمند میبیند و دیگر مثل گذشته با من مهربان نیست و با نیشخند با من صحبت میکند که این مرا آزار میدهد آیا به نظر شما راه حلی وجود دارد؟ با تشکر ار توجهتون
.....
1
پاسخایکس
1397/08/21
فکر درباره بوی بدن
با سلام من پسری ۱۹ ساله ام فکر میکنم مدام که بدنم بو میده در عین این که خیلی بهداشتم رو رعایت میکنم.این فکر باعث شده از اجتماع و کلاس دوری کنم و در محافل عمومی نباشم.وقتی از کسی درباره مشکلم میپرسم میگه نه بو نمیدی ولی من بازم به این موضوع فکر میکنم و ذهنم مشغوله.خواستم خواهش کنم کمکم کنید .آیا اصلا این یه مشکل فکریه یا جسمی؟ با تشکر
.....
1
پاسخفاطمه
1397/08/21
میشه کمکم کنید
سلام وقت بخیر من ۲۶ سالمه دو ساله ازدواج کردم طبقه پایین بابامینا زندگی میکنم بابام اعتیاد داره و هیچ جا بهش کار نمیدن حتی پول موادش رو هم من و خواهرم میدیم ولی چون من کنار بابامینا زندگی میکنم بیشتر من پول میدم حتی غذا هم گذاشتنی من به تعداد بابامینا هم میزارم یا چیزی بخرم باید نصف کنم شوهرم خیلی به خانوادم احترام میزاره و از اینکه خرج خانواده من رو هم میده ناراحت نیست ولی نمیدونم بابام چند وقته باهامون لج کرده بهم گفته باید از خونم برید میخوام اجاره بدم خونمو من تو این دو سال خونه بابام بودم شوهرم هرچی کار کرده اصلا پس انداز نکردیم همه رو خرج کردیم دارو ندارمون یه ماشین بابامم گیر داده برید من نمیدونم چیکار کنم خجالت میکشم به شوهرم بگم بابام این حرفو زده بهم الان واقعا بلاتکلیفم حامله هم هستم ۷ ماهمه خیلی گیر هستم خیلی فشار روم هست سیسمونی بچه رو هم شوهرم داره میخره واقعا نمیدونم چیکار کنم.
.....
1
پاسخAmir
1397/08/21
مشکل فردی
سلام من یک مشکلی ک دارم نمی تونم کاری رو تنهایی انجام بدم یعنی وقتی میخوام برم جایی همش دنبال یکی هستم ک تنها نباشم و اینکه من بخوام کاری بکنم حتما باید کسی با من باشه وگرنه احساس استرس و اضطراب می کنم به نظرتون مشکل من چیه؟!!
.....

روانشناس بالینی

دانشگاه علوم پزشکی ایران

روانشناس بالینی

دکتری تخصصی روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی
وبلاگ سیمیاروم
برای عضویت در خبرنامه سیمیاروم و دریافت جدیدترین مطالب، مقالات و تخفیفها ایمیل خود را وارد کنید